الشيخ السبحاني

15

نظام اخلاقى اسلام (تفسير سوره مباركه حجرات) (فارسى)

انسانى پرورش داد ، در صورتى كه اين عامل از نظر نارسايى ، دست كمى از عامل نخستين ( علم ) ندارد ؛ زيرا عقل تا حدى مىتواند از طغيان غرايز جلوگيرى نمايد ، ولى در برابر ديو شهوت ، به‌سان كاهى است در برابر امواج كوبندهء دريا ، و يا چراغ كوچك و كم‌سويى است در برابر دره‌اى ظلمانى و تاريك . غرايز انسانى به‌سان رودخانه است ؛ هرگاه جريان آب رودخانه عادى باشد ، با چند كاميون « شن » ، مىتوان جلو طغيان آن را گرفت ، اما اگر رودخانه در حال طغيان باشد ، و باران شديدى بارد ، سيلابى جارى مىگردد كه صدها تن شن و ماسه و . . . را با خود مىبرد . عقل در مواقع عادى با فروغ طبيعى خود ، پهنهء زندگى را روشن ساخته و انسان را از سقوط در درهء نابودى بازمىدارد ، اما در مواقع طغيان غرايز ، آن‌چنان كم‌فروغ مىگردد كه قوىترين افراد هم ، راه را گم كرده و سرانجام در درهء مهيب غرايز سركش سقوط مىكنند . 2 . تربيت منهاى مذهب اين همان طرحى است كه « فرويد » و پيروان وى آن را روى صحنه آورده‌اند ؛ آنان مىگويند : بايد مسايل اخلاقى و اصولى انسانى را از آغوش پدر و مادر و محيط كودكستان و دبستان ، به صورت وظيفه‌اى حتمى ، به كودكان آموخت ، نه تنها به آنان تعليم داد ، بلكه بايد آن‌قدر كوشش نمود كه به صورت عادت در روح و روان آنها راسخ گردد ؛ مثلا يكى از جرايم اجتماعى ما ، روح قانون‌شكنى است كه در بزرگسالان رخ مىدهد ؛ براى جلوگيرى از پيدايش اين بيمارى اخلاقى بايد كودك را در مراكز آموزشى و پرورشى ، آن‌چنان بار آورد ، كه جز عمل به قانون و احترام به آن نينديشد ، و جز آن ، راهى پيش روى خود